بازار ظرفيت
يكي از ملزومات اصلي تامين امنيت و پايداري سيستم و در نگاه كلي‌تر، تامين سطح مشخصي از قابليت اطمينان براي
سيستم، تهيه ظرفيت كافي است. در بازار ظرفيت سعي بر اين است كه از طريق ابزارهاي قيمت‌گذاري و يا تشكيل
بازارهاي مربوطه، بتوان همواره ظرفيت كافي را در اختيار داشت. در بعضي از كشورها براي تشويق به نصب ظرفيت،
اقدام به تشكيل بازار ظرفيت مي‌كنند. در برخي از بازارها، جهت پوشش دادن هزينه‌هاي مربوط به ظرفيت نصب شده،
علاوه بر پول انرژي، مبلغي نيز تحت عنوان هزينه ظرفيت از مشتركين دريافت مي‌شود. در هر حال در اين بازار هدف
اين است كه بتوان تحت يك ساختار مشخص و عادلانه، سرمايه‌گذاري در بخش ظرفيت مورد حمايت واقع شود.

پرداخت جهت ظرفيت
بدليل آنكه توسعه‌ي ظرفيت از طريق بازار انرژي، داراي ريسك زيادي براي سرمايه‌گذاري است، مي‌توان به جاي اين مكانيزم،
به هر توليدكننده متناسب با مقدار ظرفيت موجودش، مقدار ثابتي را پرداخت كرد. اين پرداخت جدا از پولي است كه ژنراتور بابت
انرژي دريافت مي‌كند. بدين ترتيب با بالارفتن ظرفيت توليدي، قيمت‌ها در بازار انرژي متعادل مي‌شود. همچنين با پرداخت وجه
براي ظرفيت، ريسك روش قبلي كاهش مي‌يابد. با اين مكانيزم، در كوتاه مدت ريسك موجود بين توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان
تقسيم مي‌شود اما در دراز مدت بازده اقتصادي كاهش مي‌يابد‌. بدليل اينكه، سرمايه‌گذاري در بخش توليد ظرفيت بيشتر
شده و از طرفي نصب دستگاه‌هاي كنترل ديماند كاهش يافته‌است.
با اين حال در عمل مشكلات ديگري نيز بوجود مي‌آيد. اولا، نحوه‌ي تعيين كل وجه پرداختي بابت ظرفيت يا قيمت هر مگاوات
ظرفيت نصب شده مشكل است. ثانيا، مقدار پولي كه بايد به هر نيروگاه پرداخت شود نيز معمولا بحث برانگيز خواهد شد.
بعنوان مثال، نيروگاه‌هاي حرارتي و آبي سهم متفاوتي در قابليت اطمينان خواهند داشت. چون ممكن است بدليل مشكلي،
خروجي نيروگاه آبي محدود شود. ثالثا، چون پرداخت وجه ظرفيت بر مبناي يك شاخص فني صورت نمي‌گيرد لذا هيچ تضميني
براي اينكه اين كار قابليت اطمينان را بالا ببرد وجود ندارد.
براي غلبه به مشكلات فوق، بازار ولز و انگليس يك روش جايگزين پيشنهاد كرده‌اند. بعد از تعيين قيمت انرژي در يك بازار
متمركز اشتراكي در دوره‌ي زماني t، هزينه‌اي بابت ظرفيت، به نام CE، نيز به قيمت انرژي افزوده مي‌شود:
 
VOLL: ارزش بار از دست رفته. اين مقدار از طريق تخمين هزينه قطع هر مگاوات بار مشتركين بدست مي‌آيد.
LOLP: احتمال از دست رفتن بار در طول دوره‌ي t.
احتمال از دست رفتن بار به نرخ خرابي واحدها و نيز اختلاف بين بار و ظرفيت موجود بستگي دارد و لذا از يك زمان به زمان
ديگر فرق خواهد كرد و حتي مي‌تواند باعث افزايش ناگهاني قيمت شود. لذا معمولا سقف قيمت انرژي براي ارزش پولي
بار از دست رفته يا همان VOLL در نظر گرفته مي‌شود.
مقدار پولي كه بصورت دوره‌هاي نيم ساعته براي ظرفيت بدست مي‌آيد، بين كليه توليدكنندگاني كه پيشنهاد انرژي به بازار
ارسال كرده‌اند، تقسيم مي‌شود. اين روش سيگنال‌هاي كوتاه‌مدت (قيمت انرژي با در نظر گرفتن ظرفيت) به مصرف‌كنندگان
ارسال مي‌كند. در حاليكه در روش پرداخت وجه ظرفيت هدف، تشويق سرمايه‌گذاري در دراز مدت است.

بازار ظرفيت
مي‌توان با تعيين شرط كفايت سيستم، مقدار ظرفيت توليدي مورد نياز براي تامين اين شرط را تعيين كرد. بدين ترتيب
كليه خريداران انرژي (شركت‌هاي تامين بار، مصرف‌كنندگان بزرگ) موظفند ظرفيت مورد نياز ناحيه خود را از طريق يك بازار
ظرفيت خريداري كنند. مقدار ظرفيتي كه بايد خريداري شود توسط نهاد تنظيم بازار مشخص مي‌شود اما قيمت ظرفيت را 
خود بازار تعيين مي‌كند. در اينجا، الزام خريدار انرژي به خريد مقدار مشخصي ظرفيت، تعهد ظرفيت ناميده مي‌شود. مهمترين
عامل در بازار ظرفيت افق زماني محاسبه تعهد ظرفيت است. خريداران دوره زماني كوتاه (ماهانه يا كمتر) را ترجيح مي‌دهند.
چون با اين كار، عملا مقدار ظرفيت خريداري شده براي دوره‌هاي كم باري كاهش مي‌يابد. در عوض دوره‌هاي
بلند مدت (فصلي يا ساليانه) مطلوب توليدكنندگان بوده و آنها را براي ساخت ظرفيت جديد تشويق مي‌كند.
ظرفيت توليدي نصب شده بدليل احتمال خرابي واحدها در هر زمان، بايد از پيك بار شبكه بيشتر باشد. معمولا
واحدهايي كه داراي نرخ بالاتري هستند، هزينه بيشتري به سيستم تحميل مي‌كنند. عامل مهم ديگري كه
در طراحي بازار ظرفيت مهم است، ارزيابي عملكرد يك ژنراتور از نظر قابليت اطمينان است. بايد مكانيزم بازار به نحوي
باشد كه واحدهاي مطمئن‌تر پاداش دريافت كرده و واحدهاي با قابليت اطمينان پايين‌تر در جهت خارج كردن واحدهاي
خود تشويق شوند. بعنوان مثال در بازار PJM مقدار ظرفيتي كه توليدكنندگان مجازند در بازار ارائه دهند متناسب
با نرخ خرابي آنها كاهش داده مي‌شود. بنابراين توليدكنندگان در جهت بهبود قابليت اطمينان خود تشويق مي‌شوند.
اين روش نه تنها توليدكنندگان را در جهت ساخت واحدهاي جديدتر تشويق مي‌كند بلكه كمك مي‌كند تا توليدكنندگان
دسترس‌پذيري خود را در طول ساعات پيك افزايش دهند. اگر بازيگري تعهد ظرفيت را نقض كند جريمه خواهد شد.
ميزان جريمه بايد درحدي باشد كه آن بازيگر خاص رفتار خود را در بازار براي تامين ظرفيت مورد نياز اصلاح كند.